سلام به همه دوستان
من عضو جديد اين ولاگ هستم و با اسم كلوت مي خواهم
مطالبي را در مورد ورزرشهاي
گروهي در طبيعت زيباي ايران بنويسم و در اولين فرصت در مورد كلوت مي نويسم ولي اول از شما مي پرسم كلوت چيست و كجاست ؟
بنويسيد تا اولين قدم براي دوستي و آشنايي باشد
.
و موضوع ديگه اينكه مي دونيد در محله تهرانسر يك باشگاه
كوهنوردي و طبيعت گردي تاسيس
شده و هر هفته برنامه اجرا مي كنه ؟ضمنا" عضو هم مي پذيره ؟
نظر تون را بديد تا بيشتر توضيح بدم
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 14:10  توسط كلوت
|
امروز بعد از یک مرخصی بیست روزه می خواهم از یک فضای فرهنگی در دهکده صحبت کنم. این فضا در حقیقت سینما دهکده است. شاید تنها مرکز سینمایی غرب تهران که انگار بود و نبودش برای خیلی ها مهم نیست. یادم میاد که یک زمانی به همت یک از ساکنین طوماری تهیه شده بود که سینمای دهکده را تعطیل کنند! اما مشکل اساسی تنها در بی توجهی مردم شهر ما به مقوله فرهنگ نیست. این مساله در بین مسئولین ما هم به خوبی هویدا است. به عنوان مثال می شود از دوستان شهرداری چی و یا حتی از مدیران فرهنگی شهرداری منطقه بیست و دو پرسید که آیا تا به حال به اهمیت این سینما در تعاملات فرهنگی منطقه پی برده اند و اگر آری چه حمایتی از آن کرده اند که وضع این سالن سینما به تاسف باری حال حاضر نباشد. من فکر می کنم اگر شهرداری به جای حمایت از ساخت و تولید سریال های تلویزیونی! و برخی برنامه های نمایشی در حوزه فرهنگ از همین اندک مراکز فرهنگی پایتخت حمایت کند به مراتب تاثیر گذار تر خواهد بود. جناب آقای شهردار محترم منطقه و آقای معاونت فرهنگی اجتماعی به داد سینما دهکده برسید.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 23:56  توسط رضا
|
تاریخ تاسیس دهکده به زمان بازیهای آسیایی تهران در سال 1353 برمی گردد. در آن سال همزمان با شروع بازیها، دهکده محل اسکان ورزشکارها شد. بعد از پایان بازیها از فضای دهکده برای اسکان مستشاران خارجی استفاده شد. بعد از انقلاب و خروج خارجیها دهکده المپیک در اختیار کارکنان سازمان تربیت بدنی قرار گرفت و همین طور ادامه پیدا کرد تا حالا که ما در خدمتتونیم. دهکده البته در سالهای قبل یک فضای الحاقی هم داشت که از خود دهکده مشهورتر بود. در حقیقت در پشت این مجتمع واحدهای مسکونی ای قرار داشت که متعلق به دانشگاه تربیت بدنی و خوابگاه دانشگاه بود. بعد از انقلاب و شروع جنگ تحمیلی این فضا در اختیار مهاجرین جنگ تحمیلی قرار گرفت و حدودا پنج یا شش سال قبل بود که با خروج جنگزدگان این فضا بازسازی و از حدود یکی دو سال قبل در اختیار دانشگاه علامه قرار گرفت که هم اکنون به عنوان دانشکده های این دانشگاه مورد استفاده قرار می گیرد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 23:45  توسط رضا
|
من سعی می کنم یواش یواش تصویر واقعی دهکده را به شما ارایه کنم. اینه که اینبار می خوام از هوای دهکده برای شما بگم. هوای دهکده تو تابستان حدودا پنج یا شش درجه سردتر از بقیه محلات اطرافه (این رو همین جوری حسی گفتم) اما زمستانها اینجا یه چیزی تو مایه های سیبریه. تا چند سال پیش که ما گاز نداشتیم مجبور بودیم زمستانها با یه بخاری نفتی زندگی کنیم. مامان اونموقع ها یه پتوی گنده می زد جلوی اتاق پذیرایی که سرما نیاد تو و همه جمع می شدیم تو اتاق خواب. تازه مامان پشت پنجره ها را هم مشما می کشید اما هیچکدام از اینها با اون بخاری نفتی قدیمی و کمبود همیشگی نفت افاقه نمی کرد. این رو هم بگم که خانه ما آخرین ردیف خانه ها بود و باد با چنان شدتی به خونه هجوم می آورد که آدم حس می کرد طوفان کاترینا است (البته اونموقع ها اسمش کاترینا نبود) خب فکر می کنم که می تونید تصور کنید یه جایی با این همه دار و درخت، کوه و رودخانه احتمالا آب و هوای تمیزی هم داره. حالا که می دانید من دیگه تکرارش نمی کنم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 1:23  توسط رضا
|
حالا که من مطالب این ولاگ درباره محله دهکده المپیک را با مطالبی درباره طبیعت اینجا شروع کردم، شاید بد نباشه تا اشاره ای به کوه های دهکده هم داشته باشم. دهکده ما یه روزی آخر دنیا بود. اگر چه امروز فهمیدم که اینطوری نیست. دهکده در حقیقت تو دامنه جنوبی البرز قرار گرفته و اگر از هر خانه اون فقط پنج دقیقه پیاده روی بکنید می توانید از کوه هم بالا بروید. دهکده با این حساب شاید یکی از مستعدترین نقاط برای گردشگری در تهران باشه چون هم دره دارد، هم رودخانه. هم کوه دارد هم باغ. تازه کلی مرکز تفریحی دیگر مثل سینما هم دارد که بعدا درباره اش صحبت می کنم. با این حساب این وبلاگ مثل سایت های گردشگری شهرستانها شما را برای بازدید از دیدنیهای دهکده دعوت می کند. فقط مشکل اینه که اینجا هتل نداریم که اون هم مشکلی نیست اگر توانستید خانه ما را پیدا کنید قدمتان روی چشم.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 0:26  توسط رضا
|
این که من در تعریف محله خودم از یک خاطره شروع کردم، من را یاد یک خاطره دیگر انداخت. خاطره دوم البته ربطی به تعریف ندارد، بلکه توصیف است، توصیف محله من. محله من یک دره دارد. دره ای که به آن دره کن می گویند. دره کن یک رودخانه دارد. بعد از رودخانه باغهای کن هست. خب لابد می گویید همه اینها که به کن ربط دارد. البته همینطور است با این توضیح که همه این زیبایی ها از دهکده المپیک بهتر دیده می شود تا از هر جای دیگری و از جمله خود کن. حتما سوال بعدی شما اگر این مقدمه را قبول کردید این هست که تمام این حرفهایی که گفتم قبول، پس خاطره اش کو؟ به آن هم می رسم من یک خواهری داشتم که البته همسری داشت که در دهکده زندگی می کردند. آنها هر روز چایی خود را به تراس می آوردند و در حالی که به مناظر باغهای کن نگاه می کردند و چایی خود را هم می خوردند، از شنیدن صدای آب رودخانه لذت می بردند. به نظر شما در هیچ کجای تهران می توان در حال چایی خوردن به صدای زیبای رودخانه گوش فرا داد؟
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 22:54  توسط رضا
|
دارم فکر می کنم اگر کسی قرار باشه یکی از نویسندگان یک وبلاگ گروهی درباره محله اش باشه، چه جوری می تونه برای خوانندگان وبلاگ توصیف دقیقی از محله اش ارایه بدهد. شاید ساده ترین راه حل استفاده از یک عکس باشه، یا شاید بهتر باشه که در ابتدا یکسری اطلاعات کلی درباره محله را جمع آوری کنه. مثلا محله من کجاست، چقدر جمعیت داره، محله های اطرافش چی هستند و از این قبیل چیزها... اما من دلم می خواد محله ام را با یکی دو تا خاطره معرفی کنم. شبی یکی از دوستامون مهمان ما بود. شب موقع خواب جایش را مقابل درب بالکن انداختیم. لب بالکن چند تا درخت قدیمی بود. صبح که دوست ما پا شد گفت اینجا تنها جایی هست تو تهران که صبح ها می شه با صدای پرنده ها از خواب پاشد. اینجا محله ما است و این به نظرم دقیقترین توصیف محله من هست. محله ای که هنوز هم می شود صبح ها زا با صدای پرنده ها از خواب بلند شد.
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 21:25  توسط رضا
|
خب من یه جوری دارم وبلاگ محله مون را افتتاح می کنم. البته افتتاحش با من نبوده ولی شاید اولین کسی که تو وبلاگ یه محله مطلب بگذاره مثل کسی می مونه که با قیچی اومده باشه واسه پاره کردن روبان. همه کارها را بقیه کردند، اما افتخارش مال کسی میشه که روبان را پاره کنه. این اما همه مساله نیست، مشکل اساسی من اینه که باید متن سخنرانی خودم را هم یه جورایی آماده کنم و از اون مهمتر باید آماده باشم که هر چند وقت یه بار برای سخنرانی به وبلاگ محله دهکده المپیک دعوت بشم. پس آی میهمانان و حضار گرامی من آمدم و از این به بعد هر چه دل تنگم می خواهد درباره محله مان خواهم گفت. منتظر باشید (این بود متن سخنرانی افتتاحیه)
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 19:17  توسط رضا
|
این یک وبلاگ گروهی است. معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران اقدام به راه اندازی وبلاگ هایی برای کلیه محلات شهر تهران نموده است. کلیه علاقه مندان به نگارش مطالبی در ارتباط با محله مورد نظر خود می توانند از تاریخ 15/7/1387 با مراجعه به سایت www.emahalleh.com و دریافت رمز عبور به عضویت وبلاگ محله خود درآمده و مطالب خود اعم از احساسات، خاطرات، مشکلات و مسایل محله را در این وبلاگ ها قرار دهند. این مطلب به صورت یکسان بر روی کلیه وبلاگ های محلات قرار گرفته است.
+ نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 11:24  توسط ایده نگاران